X
تبلیغات
رایتل
عروس کوچولو
داستان زندگی یه عروس کوچولو 
قالب وبلاگ

سلام دوست جونای گل و ناز

خوب خوبین چه خبر؟

من و همسری هم خوبیم

فعلا که هر روز عصر داریم میریم دنبال خونه تا شاید بتونیم یه جایی بخریم ولی هر جا میریم دست از پا دراز تر بر می گردیم

ولی خوب فعلا امیدمونو از دست ندادیم و بازم داریم می گردیم و مطمئنیم خدا یه خونه کوچولو تو همین شهر برامون کنار گذاشته فقط باید بگردیم تا پیداش کنیم


دیروزم رفتیم آتلیه تا عکسامونو ببینیم اولش قرار بود فقط یکی از عکسامونو درست کنه ولی بعد رفتیم دیدم سه جور عکس با طراحی های مختلف درست کرده و از همش خوشمون اومد که همسری گفت همشو برامون چاپ کنه


روز جمعه هم مامان و بابای همسری و خالمو ناهار دعوت کردم خونمون خیلی خوش گذشت .عصر هم رفتیم میدون امام هم من و هم خالم یه تابلو خریدیم اما هنوز تابلوی ما پایین مبل تکیشو داده به مبل تا ببینیم همسری کی وقت می کنه به دیوار بزنتش


خوشم میاد ازش چون یه طرح صورتی تو آسمونش داره که به خونمون خیلی میاد و من عاشقشم


حالا هر موقع رفت رو دیوار عکسشو می گیرم می ذارم اینجا


این روزها هم کمتر میام نت واسه همین نظراتون تاید نشده بود یعنی صبح تا عصر که پیش خالم هستم عصر هم با همسری میریم می گردیم دنبال خونه وقتی هم برمی گردیم انقدر دوتامون خسته ایم که حس هیچ کاری نیست


دوست جونی ها نظرای چندتاتون مونده تایید نشده بعضی هاتونم رمز فراموش کردید فقط یکم تحمل کنید تا من یکی یکی بیام بهتون سر بزنم و رمز بدم


خیلی خوابم میاد الان 

عصری اگه شد میام دوباره

همتونو دوست دارم 


خدا نوشت  :خدا جونم یعنی خونه ما کجای این شهره؟؟/امسال فسمتمون هست خونه بگیریم؟؟!!


نمی دونم امروز چرا انقدر بی حوصلم


[ 1391/02/03 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ نگین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 264993

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ