عروس کوچولو
داستان زندگی یه عروس کوچولو 
قالب وبلاگ

سلام سلامخوبید خوشید سلامتید

پیرو شکایت بعضی از دوستان محترمه مبنی بر طولانی شدن پست اینجانب نگین بانو قول میدم از این به بعد پست طولانی ننویسم

چه کنم که وقتی دستم گرم تایپ بشه دیگه سرد نمیشهشکلک های ِ هلن

خوب پست قبل یادم رفت عکس هدیه های رعنا جونمو بذارم که اینا بود

عروسک    ***


لباس خواب ***

چرا اینطوری نگام می کنی نکنه انتظار داشتی لباس خوابو بپوشم و عکس بگیرم

دیگه لواشک و شکلاتی وجود نداره که عکساشو بگیرم همشونو خوردم

رعنا جون دوست گل و مهربونم بازم ازت تشکر می کنم


اما هدیه روز همسری 

راستش همسری ساعت 5:30 که اومد خونه هیچی دستش نبود و سریع لباسشو عوض کرد رفت سر کلاس (یعنی یه دانشگاه دیگه روزهای سه شنبه 6 تا 8 کلاس گرفته) بنده هم با خود گفتم عجب دلی صابون زده بودیم واسه امشب ها 

خلاصه هی داشتم با خودم می گفتم عیب نداره کادو چه ارزشی داره همین که خوبه عاشقته دوست داره کمکت می کنه همه جا ازت طرفداری می کنه و ... اینا خودش بهترین کادوئه دیگه 

بین خودمون باشه ها دلم یه چیز دیگه می گفت

خلاصه ساعت 8 زنگ زد گفت حاضر شو بیا پایین بریم گوشیتو که دادیم تعمیر بگیریم بنده باز به دلمان صابون زدیم که همینطوری میگه بریم گوشی بگیریم می خواد سورپرایزم کنه

دیگه داشتم میرفتم تو ماشین هی نگاه می کردم ببینم گلی چیزی دستش نیست دیدم خیر خبری نیست باز تو ماشین همون حرفا رو با خودم می زنم و یه لبخند مصنوعی رو لبم بود دیگه رفتیم گوشی بگیرم که اونم جریانی داره

طرف زنگ زده بود گفته بود گوشیتون حاضره ما هم رفتیم و چون جا پارک نبود همسری نشست تو ماشین و من رفتم داخل مغازه طرف گوشی داد بهم گفت درست شد میشه 25000 تومان 

منم گفتم من فراموش کردم باتریشو با خودم بیارم میشه لطفا اینجا تستش کنم ببینم درست شده یا نه

گفت خانوم درست شده مطمئن باشیدشکلک های ِ هلن

گفتم من اینطوری مطمئن میشمشکلک های ِ هلن

خلاصه طرف گفت فلانی باتری سونی اریکسون دارم 

افلانی هم گفت چی؟؟؟ یه دقیقه بیاBildBildBild

خلاصه دیدم رفت اون پشت و بعد اومد به من گفت چند لحظه بشینید و بعد گوشی برداشت برد بیرون خلاصه من حدود 10 دقیقه نشستم تا اومد گفت :وای خانوم گوشیتون درست شده بودهاااشکلک های ِ هلن نمی دونم چی شد دوباره خراب شد شکلک های ِ هلنفکر کنم ال سی دیش مشکل پیدا کرده

منم در حالیکه داشتم نگاه عاقل اندر سفیهی بهش می کردم  و احتمالا قیافم اینطوری شده بود گفتم :عــــــــــــــــــجــــــــــــــب.ولی با عرض شرمندگی باید بگم از اول هم مشکلش همون ال سی دیش بودشکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن  اینجا هم نوشته

گفت درستش می کنم دوباره بهتون زنگ می زنم

منم با یه حالت تمسخر گفتم :خواهشا طوری درست کنید که در عرض یک دقیقه خراب نشهشکــ ــلکـــْـ هـــ ـایِ هلـــ ـــــن

بعدم اومدم بیرون

دیگه بعدشم رفتیم خونه مامان همسری و کادوشو بهش دادیم و برگشتیم خونه

داشتم آشغال ها رو جمع می کردم که بدم همسری بذاره دم در که دیدم با دو شاخه گل زنبق + کارت پستال + 50000 تومان داخل کارت پستال وایساده روبرومSmilie (64) و گفت روزت مبارک دیگه کلی ذوقیدم و پریدم بغلش و همش بوسش می کردم خداییش سورپرایز بود چون دیگه اصلا انتظار کادو گرفتن نداشتم

اما دوست دارم متنی که همسری توی کارت پستال برام نوشته بود اینجا بنویسم 

نگین عزیزم

چه لطیف است حس آغازی دوباره

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز عشق

و چه اندازه شیرین است امروز

روز مادر،روز همسر

روز تو 

همسرت (همسری) یعنی تو پرانتز اسمشو نوشتهYatta

این کارت پستال گذاشتم رو پا تختیم و هر شب قبل خواب می خونمش و یاد اون روز و خاطراتش می افتم

تا لنگه کفش دوستان نیومده طرفم من برم

از اینجا به بعدم اگه دوست داشتید بخونیدYatta



 چهار سوال برای تبعیت آمریکایی !!!! ... 
(ارسال توسط دوست خوبمون الهه)
یه پیرزن ایرانی از ایران به آمریکا میاد و میخواد شهروند آمریکایی بشه.
پیرزن نوه شو با خودش برمیداره تا اونو به امتحان شهروندی ( امتحانی که باید قبل از تبعیت بده ) ببره.
مامور مهاجرت به زن ایرانی میگه که باید به 4 سوال ساده درمورد آمریکا جواب بده اگه درست جواب بده او یه شهروند آمریکایی میشه.
پیرزن میگه : باشه ، اما من انگلیسی نمیتونم حرف بزنم نوه مو با خودم میارم.
مرده میگه باشه ، بزار اون برات ترجمه کنه.

اولین سوال شما اینه که :

1) پایتخت آمریکا کجاست؟
نوه ی پیرزن به پیرزن میگه : من دانشگاه تو کدوم شهر آمریکا بودم؟
پیرزن میگه : " واشنگتن "

درست بود حالا سوال دوم :

2 ) روز استقلال آمریکا کی است؟
نوه ش میگه : نیومن مارکوس کی حراج داره؟
مادربزرگش میگه : "4 جولای "

درسته ، حالا سوال سوم:

3 ) امسال چه کسی نامزد ریاست جمهوری آمریکا بود اما شکست خورد؟
نوه به مادربزگش میگه : اون مرتیکه معتاد که با دخترت عروسی کرد کجا باید بره؟
پیرزن میگه : " توگور "

واو ، شگفت آوره! حالا سوال آخر:

4 ) در حال حاضر چه کسی رئیس جمهور آمریکاست؟
نوش این جور ترجمه میکنه : از چیه جورابای پدربزگ بدت میاد؟
مادربزگش میگه : " بوش "

اکنون پیرزن یک شهروند آمریکایی شده!!! 

 


[ 1390/03/07 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ نگین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 266701

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ