عروس کوچولو
داستان زندگی یه عروس کوچولو 
قالب وبلاگ

سلام دوست های خوب و مهربونم تا یادم نرفته  عید بهتون تبریک می گم عیدی منم یادتون نره 

من امشب راهی سرزمین مادری خود یعنی همدانم.دلم واسه مامانم اینا انقدر شده البته همسری نمیاد چون نتونست مرخصی بگیره اما خوب تنها هم نیستم با خالم میرم اونم شوهرش نمی تونه بیاد به عبارت دیگه مجردی داریم میریم پیش مامانامون

اومدم موقت یه خداحافظی کنم و برم که ۱۰۰۰ تا کار دارم که این ها هستند :  .نمی دونم چرا دوست دارم وقتی میرم مسافرت خونه تمیز و مرتب باشه.واسه همین دیروز اتاقها رو جارو کردم و طی کشیدم.حمام و دستشویی شستم امروزم آشپزخونه و پذیرایی باید مرتب کنم.چمدونمو هم ببندم قبلش هم برم یه سری خرید 

اگه تونستم و فرصت شد حتما از اونجا بهتون سر میزنم. 

راستش دوستام فهمیدن دارم میرن همدان همشون زنگ زدن گفتن باید یه روز بیای پیشمون بمونی و عکساتو هم بیاری.حالا مشکل اینجاست که من تا جمعه بیشتر اونجا نیستم اگه قرار باشه هر روز پیش یکی باشم اولا که باید تا هفته دیگه بمونم.بعدشم مامانم اینا چی؟؟؟ 

فکر کنم باید با همشون یه جا قرار بذارم و یه صبح تا ظهر با هم باشیم برم که کلی کار دارم 

[ 1389/08/25 ] [ 09:52 ق.ظ ] [ نگین ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 266240

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ